زمانه خلافت علی(ع)
بر پایه ی بعضا گزارشها، بعداز کشته شدن عثمان، صاحب اولی فردی بود که با علی(ع) بیعت کرد.[۳۵] صاحب و مالک بعداز بیعت خویش با علی(ع) تضمین بخشید که همگی عموم کوفه نیز با وی بیعت کنند.[۳۶] او به عنوان مثال کسانی بود که در هدایت عموم به بیعت با علی(ع) نقش داشت و بابیان اینکه «علی وصی اوصیا و وارث دانش انبیاست» عموم را به بیعت با وی دعوت پک پذیرایی ترحیم مشهد میکرد.[۳۷]
در صحبت امام علی(ع) و دیگر افراد
با نگاهی به سخنان امام علی(ع) درباره صاحب میقدرت به ابعادی از شخصیت وی پی موفقیت. صاحب از بینش حضرت دارنده این خصوصیت هاست: عبودیت و بندگی، بدور از خواب و استراحت هنگام واهمه و نبرد، نهراسیدن از معاندان، سوزانخیس از شعله حریق برای بدکاران، خنجر مدام تیز و برّان آفریدگار،[۳۸] نه خواه و دلسوز برای اهل بیت[۳۹] در کلامی دیگر علی(ع) درباره وی فرموده: پروردگار صاحب و مالک را عفو وبخشش نماید که به اعتقاد براى اینجانب چنان بود که اینجانب براى فرستاده معبود(ص) بودم».[۴۰] ابن ابی الحدید معتزلی در تفصیل نهج البلاغه نقل مینماید که از کسی در باره صاحب پرسیدند در جواب خاطرنشان کرد: چه بیان کنم در باره شخصیتی که زندگانیاش شامیان (معاویه و سپاهیانش) را خوار و مغلوب کرد و مرگش اهل عراق را (شیعه ها امام علی(ع) ) [۴۱] معاویه بعد از اخذ خبر شهیدشدن صاحب در عده یارانش اینگونه اعلام کرد: همانا برای علی دو دست راست (کنایه از دو عنصر کارکشته و قابل پشت گرمی) وجود داشت یک کدام از عمار که در صفین بریده شد و دیگری اشتر که امروز جدا شوید.[۴۲]
از سخنان امام علی (ع) بعداز شهیدشدن صاحب اشتر: صاحب، امّا چه مالکى! به معبود قسم در شرایطیکه کوه بود، يکتا بود و در شرایطی که سنگ بود، سرسخت و سفت بود، هیچ مرکبى نمىتوانست از کوهسار وجودش بالا رود و هیچ پرندهاى به نقطع ی عطف آن راه و روش نمىيافت.(نهج البلاغه، کلمه ها قصار۴۴۳)
نزاع جمل
صاحب و مالک اشتر در نبرد جمل، فرمانده جبهه راست لشکر علی(ع) بود.[۴۳] دراین نبرد، صاحب و مالک اشتر با عبدالله بن زبیر که افسار شتر عایشه را به دست داشت، بدن به بدن شد.[۴۴] صاحب با ضربهای عبدالله را به تحت انداخت و وی برای نجات خویش خطاب به یارانش فریاد میزد منرا همپا با صاحب و مالک بکشید؛ از این رو عبدالله توانست از دست صاحب و مالک که روزه بود و ضعف داشت، بگریزد.[۴۵] بعداز نزاع، صاحب شتری خرید و در ازای شتر عایشه که در پیکار مورد قتل واقع شده بود به او بخشید، ولی عایشه از قبول آن امتناع کرد.[۴۶]
پیکار صفین
صاحب اشتر در پیکار صفین از فرماندهان سپاه علی(ع) بود و فرماندهی کوفیان را بر ذمه داشت.[۴۷] علی(ع) صاحب را مأمور ایجاد کرد تا آبراه را از محاصره معاندان بیرون سازد؛ صاحب و مالک پس از شکستن حصر آبراه، به دستور علی(ع) از آب برداشتن سپاهیان شام، جلوگیری کردن نکرد.[۴۸]
بعد از لیلة الهریر که مبارزه مشقت میان دو سپاه درگرفت، صاحب اشتر که در جبهه راست سپاه بود، با یاران خویش به سپاه معاند حمله کرد و درفشدار آنهارا به قتل رساند.[۴۹] عمرو بن عاص برای رهایی از ناکامی سپاه معاویه، توصیه اعطا کرد قرآن را بر نیزه زنند و سپاه علی(ع) را به حَکَمیّت قرآن دعوت نمایند.[۵۰]
تودهای از لشکریان علی(ع) به سرکردگی اشعث بن قیس فریب خورده، خواهان نقطه نهایی یافتن نزاع شدند و ترساندن کردند که در غیر این شکل، علی(ع) را خواهند کشت.[۵۱] زیرا سخنان علی بن ابیطالب در آنها تاثیری نکرد به بدون چاره فرمان عقبنشینی را به صاحب و مالک صادر کرد.[۵۲] هنگامی صاحب و مالک دانست که علی را انذار به قتل کردهاند، از میدان نبرد رجوع.[۵۳] او از معارضان حکمیت بود؛ ولی زیرا امام(ع) پذیرفته بود از او تبعیت کرد.[۵۴]
علی(ع) بعداز پذیرفتن حکیمت، آغاز عبدالله بن عباس و بعد از آن صاحب و مالک اشتر را تحت عنوان حکم سفارش اعطا کرد، البته اشعث و یاران جز به حکمیت ابوموسی اشعری راضی نشدند.[۵۵]
زمانه خلافت علی(ع)
بر پایه ی بعضا گزارشها، بعداز کشته شدن عثمان، صاحب اولی فردی بود که با علی(ع) بیعت کرد.[۳۵] صاحب و مالک بعداز بیعت خویش با علی(ع) تضمین بخشید که همگی عموم کوفه نیز با وی بیعت کنند.[۳۶] او به عنوان مثال کسانی بود که در هدایت عموم به بیعت با علی(ع) نقش داشت و بابیان اینکه «علی وصی اوصیا و وارث دانش انبیاست» عموم را به بیعت با وی دعوت پک پذیرایی ترحیم مشهد میکرد.[۳۷]
در صحبت امام علی(ع) و دیگر افراد
با نگاهی به سخنان امام علی(ع) درباره صاحب میقدرت به ابعادی از شخصیت وی پی موفقیت. صاحب از بینش حضرت دارنده این خصوصیت هاست: عبودیت و بندگی، بدور از خواب و استراحت هنگام واهمه و نبرد، نهراسیدن از معاندان، سوزانخیس از شعله حریق برای بدکاران، خنجر مدام تیز و برّان آفریدگار،[۳۸] نه خواه و دلسوز برای اهل بیت[۳۹] در کلامی دیگر علی(ع) درباره وی فرموده: پروردگار صاحب و مالک را عفو وبخشش نماید که به اعتقاد براى اینجانب چنان بود که اینجانب براى فرستاده معبود(ص) بودم».[۴۰] ابن ابی الحدید معتزلی در تفصیل نهج البلاغه نقل مینماید که از کسی در باره صاحب پرسیدند در جواب خاطرنشان کرد: چه بیان کنم در باره شخصیتی که زندگانیاش شامیان (معاویه و سپاهیانش) را خوار و مغلوب کرد و مرگش اهل عراق را (شیعه ها امام علی(ع) ) [۴۱] معاویه بعد از اخذ خبر شهیدشدن صاحب در عده یارانش اینگونه اعلام کرد: همانا برای علی دو دست راست (کنایه از دو عنصر کارکشته و قابل پشت گرمی) وجود داشت یک کدام از عمار که در صفین بریده شد و دیگری اشتر که امروز جدا شوید.[۴۲]
از سخنان امام علی (ع) بعداز شهیدشدن صاحب اشتر: صاحب، امّا چه مالکى! به معبود قسم در شرایطیکه کوه بود، يکتا بود و در شرایطی که سنگ بود، سرسخت و سفت بود، هیچ مرکبى نمىتوانست از کوهسار وجودش بالا رود و هیچ پرندهاى به نقطع ی عطف آن راه و روش نمىيافت.(نهج البلاغه، کلمه ها قصار۴۴۳)
نزاع جمل
صاحب و مالک اشتر در نبرد جمل، فرمانده جبهه راست لشکر علی(ع) بود.[۴۳] دراین نبرد، صاحب و مالک اشتر با عبدالله بن زبیر که افسار شتر عایشه را به دست داشت، بدن به بدن شد.[۴۴] صاحب با ضربهای عبدالله را به تحت انداخت و وی برای نجات خویش خطاب به یارانش فریاد میزد منرا همپا با صاحب و مالک بکشید؛ از این رو عبدالله توانست از دست صاحب و مالک که روزه بود و ضعف داشت، بگریزد.[۴۵] بعداز نزاع، صاحب شتری خرید و در ازای شتر عایشه که در پیکار مورد قتل واقع شده بود به او بخشید، ولی عایشه از قبول آن امتناع کرد.[۴۶]
پیکار صفین
صاحب اشتر در پیکار صفین از فرماندهان سپاه علی(ع) بود و فرماندهی کوفیان را بر ذمه داشت.[۴۷] علی(ع) صاحب را مأمور ایجاد کرد تا آبراه را از محاصره معاندان بیرون سازد؛ صاحب و مالک پس از شکستن حصر آبراه، به دستور علی(ع) از آب برداشتن سپاهیان شام، جلوگیری کردن نکرد.[۴۸]
بعد از لیلة الهریر که مبارزه مشقت میان دو سپاه درگرفت، صاحب اشتر که در جبهه راست سپاه بود، با یاران خویش به سپاه معاند حمله کرد و درفشدار آنهارا به قتل رساند.[۴۹] عمرو بن عاص برای رهایی از ناکامی سپاه معاویه، توصیه اعطا کرد قرآن را بر نیزه زنند و سپاه علی(ع) را به حَکَمیّت قرآن دعوت نمایند.[۵۰]
تودهای از لشکریان علی(ع) به سرکردگی اشعث بن قیس فریب خورده، خواهان نقطه نهایی یافتن نزاع شدند و ترساندن کردند که در غیر این شکل، علی(ع) را خواهند کشت.[۵۱] زیرا سخنان علی بن ابیطالب در آنها تاثیری نکرد به بدون چاره فرمان عقبنشینی را به صاحب و مالک صادر کرد.[۵۲] هنگامی صاحب و مالک دانست که علی را انذار به قتل کردهاند، از میدان نبرد رجوع.[۵۳] او از معارضان حکمیت بود؛ ولی زیرا امام(ع) پذیرفته بود از او تبعیت کرد.[۵۴]
علی(ع) بعداز پذیرفتن حکیمت، آغاز عبدالله بن عباس و بعد از آن صاحب و مالک اشتر را تحت عنوان حکم سفارش اعطا کرد، البته اشعث و یاران جز به حکمیت ابوموسی اشعری راضی نشدند.[۵۵]

چگونه بهترین پک پذیرایی برای مراسم ترحیم را انتخاب کنیم؟